اثبات وجود امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشريف) از نظر عقل

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سخنران: استاد مرتضی مخملباف              محل سخنرانی: کانون آموزش قرآن و تجويد(ميقات القرآن)

آدرس: تهران_خيابان قزوين_خيابان قلمستان(جواديان)_  پلاک ۱۹۷           شماره تماس:۵۳۷۰۵۱۷   

جلسه اعتقادات: شنبه ها قبل از نماز مغرب و عشاء (حضور برای عموم آزاد است)

بحثی که در خدمت شما هستيم، درباره امامت خاصه می باشد که بعد از امامت عامه وجود دارد و مبحث امامت خاصه اختصاص دارد، فقط و فقط به مباحثی پيرامون دوازدهمين پيشوای شيعيان جهان حضرت بقِية الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه فداه). بايد دانست که به اين مباحثی که پِيرامون حضرت مهدی(عج) مطرح ميشود، مهدويت هم ميگويند. اما برای اثبات امام عصر(ارواحنا له الفداه)، ما از دو ديدگاه بايد به اين قضيه نگاه کنيم. يکی ديدگاه عقلی و ديگری ديدگاه شرعی. که ديدگاه شرعی به دو بخش تقسيم ميشود يکی بخش قرآنی، ديگری بخش روائی يا حديثی.  و آنچه ما در اين بحث به آن ميپردازيم، از منظر عقل مي باشد.

و اما امام به معنای پيشوا آمده و امام به کسی ميگويند که مردم در گفتار و کردار و پندار، پيرو او باشند. و ميدانيد که مقصود از امام در بحث امامت، اين است که امام به کسی گفته ميشود که نائب حضرت خاتم الانبياء(صلی الله عليه و آله) باشد. و همانند آنحضرت(ص) پِيشوا و رئيس امور دين و دنيای مردم هستند. و بايد دقت شود که کسی که از سوی خدا برگزيده ميشود نه فقط در امور دين، بلکه در امور دنيوی مردم هم، رئيس و پيشوا هستند.خب در اينجا چند مطلب وجود دارد که بايد به آنها توجه شود. يکی از اين مطالب اين است که آيا نبی اکرم(ص)، اصلا نيازی هست که به فرمان خداوند متعال، جانشين يا جانشينانی برای بعد از خود به مردم معرفی کند و يا نه؟ و با وجود قرآن کريم بعنوان يک معجزيه باقيه ديگرآيا آن کتاب برای مردم کافی است و نيازی به جانشين نيست؟ يعنی همان شعار معروف حَسبُنَا کِتَابَ الله . يعنی کتاب خدا ما را کافي است. خب اگر بخواهيم پيرامون اين شعار بحث کنيم بايد بگوييم که با اين که اين مطلب، مطلب ناقصی است يعنی در واقع يک بال قضيه است و بال ديگر آن عترت(عليهم السلام) است، ولی خود آنهايي که اين شعار را عَلَم کردند به آن در زمان حضرت رسول(ص) عمل نکردند. و اين شعار دستاويز عده ای قرار گرفت برای رسيدن آن عده به جاها و پستهائی که برای خود در نظر گرفته بودند. حال اين سوال برای هر وجدان بيداری پيش می ايد که آنها که اين شعار را جاری کردند، چرا خود به آن عمل نکردند؟ و سوال ديگری که بلافاصله پيش ميايد اينکه اگر اينها به آن عمل ميکردند چه بايد ميکردند؟ جواب اينکه خب اگر به اين شعارعمل ميشد بايد که همه کتاب خدا را پيش رو می گذاشتند و به آن عمل ميکردند پس چرا اين کار را نکردند؟!! و در ثقيفه جمع شدند، شوری گرفتند و خليفه و جانشين تعيين کردند؟!! مگر نه اينکه طبق همان شعار، کتاب خدا کافی است پس چرا جانشين تعيين کردند؟!!. پس معلوم ميشود که خودشان هم اين شعار را قبول نداشتند و همانطور که عرض شد برای دستيابی به همان منافع و مَناسبی که برای خود در نظر گرفته بودند، دست به اين کار زدند. حال اگر در جواب ما بگويند که نه آقا خليفه هم بايد باشد که مثلا: دستور خدا را در ميان مردم عملا پياده کند. خب ما اين سوال را از آنها ميپرسيم که آيا اين خليفه و جانشين رو خود خدا برای مردم انتخاب کند بهتره يا اينکه مردم برای خودشان؟ آيا رسول خدا(صلی الله عليه و آله) اين خليفه رو با علم و درايت و قدرت و تدبير و حکمت و فهم وشعور بالا، انتخاب کند بهتره يا بنده و شما انتخاب کنيم؟ خب اگر اينها بگويند که آقا ما خودمان انتخاب ميکنيم، بهتره.  خب ما اينجا داريم بحث عقلی ميکنيم ديگه و بايد گفت که هيچ عقل سالمی اين را قبول نميکند که مخلوق رو دست خالق بلند شود. و از نظر عقلی اين عمل باطل و مذموم است. و بايد که اين انتخاب از جانب خداوند متعال باشد زيرا اوست تنها، که حکيم است و از باطن ها خبر دارد.

حال اگر عده ای ديگر بگويند که آقا همان شعار حسبنا کتاب الله صحيح و اصلا جانشين و خليفه نياز نيست، بايد در جواب گفت که اين حرف هم از نظر عقلی مذموم و رد ميباشد. زيرا مثل اين است که کتاب طب را بگذاريم وسط و بگوييم هر کس که ميخواهد پزشک شود، بيايد و برود خودش بخواند و پزشک شود، بدون اينکه مربی داشته باشد. پس نتيجه اينکه کتاب خدا هم نياز به مربی دارد و اگر خدا اين کار را نکرده باشد، نقض غرض کرده. يعنی خداوند، قرآن را که برای هدايت نازل فرموده را، نخواسته که مردم صد در صد از آن مطلع شوند و هدايت کامل يابند. در حالی که همه عقلا و حکما ميگويند که در پروردگار، نقض غرض راهي ندارد. پس اگر گفته شود که خداوند اصلا مربي و معلمی انتخاب نکرده و معرفی ننموده و يا آن را به دست مردم سپرده که هرکس ميخواهد، برود خودش انتخاب کند، اين عمل از نظر عقلی باطل و رد ميباشد و با اين کار مردم، گمراه ميشوند و همينی ميشود که الان در ميان مسلمانان ديده ميشود که اين بيش از يک ميليارد مسلمانی که الان روی کره زمين زندگی ميکنند، حتی بر يک مذهب هم نيستند و بر مذاهب مختلف هستند. يعنی آيا ميشود که حق بيش از يکی باشد؟!! نه. معلوم است که حق و حرف واقع، هميشه يکی است نه چند تا. خب خداوند متعال که عادل و حکيم است، پس چرا اين تعدد مذهب اتفاق افتاده؟!! جواب اينکه، استفاده مردم از انتخاب خود، بجای انتخاب خداوند برای مردم، سبب اين قضيه شده است و يا همان قضيه حسبنا کتاب الله.  پس نتيجه مهم اينکه عقل حکم ميکند که پروردگار متعال، بعد از پيغمبر خودش، جانشين بعد از پيغمبر، نه تنها يک نفر، بلکه به تعدادی بايد قرار دهد که در اين عالم، آدمی وجود دارد و زندگی ميکند. تا در کنار کتاب خدا يک مربی و معلم برای تبيين و تفسير آن وجود داشته باشد. زيرا کتاب قرآن که به عنوان معجزيه باقيه ميباشد و برای هر عصر و زمانی است، در هر عصر و زمان، نياز به مبين و مفسر دارد و مردم هر دوره که تغيير دوره ها، بدليل پيشرفتهای علمی و غيره...مثل ايجاد تکنولوژی، در آن مشهود است، نياز به کسی دارند که پرسشها و سوالاتی که در اذهان آنها ايجاد ميشود را پاسخگو باشند.

و اما مطلب آخری که ذکر ميکنيم اين است که علمای علم عقائد، موضوعی را به عنوان قاعده لطف خدا، مطرح ميکنند. اين موضوع از آنجا گرفته شده که خداوند متعال در قرآن کريم ميفرمايد: که من نسبت به مردم(ناس) رحيمم. چون ناس آمده، يعنی نسبت به همه مسلمانها، مومنين و تمام بشر کلا، رحيمم، لطف دارم، لطيفم. و يا ميفرمايد که الله لطيفٌ بعباده . و يا هوالغفورالرحيم... من مهربانم، از پدر و مادر به اينها مهربانترم، از رگ گردن به اينها نزديک ترم. ديگه اوج اين مهربانی ميرسد  به اين آيه شريفه که: کَتَبَ رَبُکُم عَلیَ نَفسِهِ الرَحمَة: پروردگار شما بر خودش حتم و واجب کرده که بر شما بندگان، مهربان باشد. پس اصلا بر خودش واجب کرده که مهربان باشد. چونکه ميخواهد مهربان باشد، ميايد ارسال رسل ميکند، انزال کتب ميکند و اين را اگر وسط راه رها بکند و رسولی، کتابی و جانشين رسولی، تعيين نکند، خب ميگوييم که اين مهربانی ديگه قطع شده است. و نميخواهد ديگه، مهربان باشد. و اويي که بر خود حتم و لازم کرده که بر بندگانش مهربان باشد، نميخواهد که بندگانش از اين سعادت و نيک بختی جدا شوند و وارد جهنم شوند بلکه ميخواهد همه وارد بهشت شوند، نيک بخت و سعادتمند شوند. معنی مهربانی اينه ديگه. پس برای اينکه اين مسير نيک بختی بشر ادامه پيدا کند نياز به اين است که کتاب خدا که نياز به مربی دارد، پس خدا، مربی آن را هم تعيين کند. اين را علمای علم عقائد به عنوان قاعده لطف خدا، بيان ميکنند و اين قاعده ايجاب ميکند که خداوند برای آخرين نفری هم که روی کره زمين هست، فرستاده ای داشته باشد، يا جانشين فرستاده ای داشته باشد.                           والسلام.

توجه:  ان شاءالله در يادداشت بعدی به اثبات وجود امام عصر(عج) از ديدگاه شرع(قرآن و احاديث) ميپردازيم.

 

 

/ 126 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام/آغاز امامت حضرت موعود ،مهدی صاحب الزمان مبارکباد / به اميد نوکری در دولتش /التماس دعا

محمد/ماری

از پنجره دلم كه قابي شكسته دارد صدايت مي زنم ... نسيم نام تو بر لبهايم مي وزد... خيال سبزت هميشه با من است ... تو اين جايي، در قاب پنجره هايي كه رو به باغ خدا باز است... دستهايت طراوت و سبزي را تكرار مي كند... از نگاهت ستاره و مهتاب مي چكد... خورشيد ذره‌اي از مهرباني توست... اگر ابر مي بارد... اگر گل مي رويد... پرنده اگر مي خواند... چشمه اگر مي جوشد... رود اگر مي خروشد.... براي توست... زيرا تو آن روياي صادقانه‌اي كه ظهورت مرهم تمام زخمهاست ... تو آن قدر زلال و پاكي كه از غبار پنجره ها دلت مي گيرد... شايد پيش از آمدنت باران ببارد و آسمان، تمام كوچه‌ها و خانه‌ها را بشويد... اي سبز... اي بهار ... اي نور ... اي اميد.... دستهاي مهربانت را كه از نوازش لبريز است.... و نگاه روشنت را كه آئينه صداقت است دوست مي دارم... بگو چشمهاي ما كجا مهرباني نگاه تو را مي نوشد... و دلهاي ما كـِي با ظهور تو آرام مي گيرد...........

محمد/ماری

سلام . آغاز امامت امام زمان به همه منتظران مبارک ...../ ماری

چشم بينا

سلام. ممنون که سر زده بوديد. متنتون خيلی طولانی بود بعدا سر فرصت بايد بخونم.

saeed

بسه ديگه .چرا اين سند حماقت عربها بايد انقدر ادامه پيدا کنه؟؟

nina

سلام : دوست عزيز وب جالبی داری . به من هم سر بزن خوشحال میشم .فکر نکنم پشیمون بشی .

زهير

سلام عزيز.بازم به جنت الشهدا بيا و دمی رو ميهمان شهدا باش.

باران شبانه/

راستی چه خوب شد که بلاخره شما امام زمان را اثبات کردی ؟ياد لطيفه ای از مولانا افتادم .می گويند شخصی پيش مولانا آمدوگفت بلاخره ديشب توانستم وجود خدا را اثبات کنم مولانا هم در جواب گفت اتفاقا ديشب جبرئيل بر من نازل وگفت از شما تشکر کنم که خداوند را اثبات کردی.

darya)do parandehyek parvaz)

جالبه من از بحثا خوشم مياد و خيلی دوست دارم از اينکه با وب شما اشنا شدم من الان بايد برم ولی با لينک موافقين

محب

دوستمون گفته جنت الشهدا.اگه منظورت کربلاست که ان شاالله قسمت همه محبین اهلبیت بشه ولی اگه جای دیگست,,,,,, والذین کفرو اولیاعهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولعک اصحاب النار هم فیها خالدون